تبليغاتX
*ستارگان هرگز نمی میرند*

*ستارگان هرگز نمی میرند*

× هر ستاره شبی ست که از تو دورم ، آسمان چه پر ستاره است ×

نوازش کن مرا تا صبح

  اگر خوابم اگر بیدار ... اگر مستم اگرهوشیار

مرا یارای بودن نیست ... تو یاری کن مرا ای یار

 تو ای خاتون دل خسته  ... من تن خسته را دریاب

مرا  همخانه کن تا صبح ... نوازش کن مرا تا صبح

 

+ نوشته شده در 86/11/23ساعت 8:27 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

دل من غمگین است

غصه ام سنگین است

گر چه بی هم نفسیم

زندگی شیرین است

میل گل در من نیست

بال من خونین است

اشک غم باید ریخت

رسم دنیا این است

 

+ نوشته شده در 86/11/23ساعت 8:21 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

 

زنده هستم

مهم نیست

 

دوستش دارم

 

همین مرا بس است

 

+ نوشته شده در 86/11/23ساعت 8:17 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد

 مثل يك بيت ته قافيـــــه ها خواهم مــــــــرد...

تـــــو كه رفتي همه ثانيه هـــا سايه شدنـــد .

 سايه در سايه آن ثانيه ها خـــواهم مــــــرد

 

+ نوشته شده در 86/11/23ساعت 8:14 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

انتهای زندگی کجاست؟

ايا انجايی نيست که غرور می شکند؟

ياجايی ست که قلب عاشق می شکند؟

قلب عاشقی که برای غرور شکست

ديگر استوار نگرديد

ولی در همان قلب شکسته

رود خروشان عشق جاريست.

 

+ نوشته شده در 86/11/23ساعت 8:8 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

    

امشب چشمانم را ... زودی می بندم ...

 تا عکس تو تا صبح در میان چشمانم باقی بماند ...

وقتی تو را نمی بینیم چقدر سخته چشم پاک بودن عزیز ...

این چند وقت که تو گفتی و گفتند : دور او را خط بکش !

 چقدر برایم سخت شدست تشخیص تفاوت میان عشق و هوس !

تو کمکم کن !

+ نوشته شده در 86/11/23ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

عشق من کجایی؟

 

+ نوشته شده در 86/11/23ساعت 6:48 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

آره ازت گذشتم ولی هنوز میپرستمت

 هنوزم تا اسمت میاد اشکام میریزه

من واقعا عاشقتم

ببخش اگه مجبور به بیوفایی شدم

 

+ نوشته شده در 86/11/23ساعت 6:45 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

باز همان کابوس، باز همان آوا ها، باز هم زنی خشم آلود نگاهم می کند

،دیوانه ای به من عشق می ورزد،بستری با خشونت در آغوشم می کشد،

تپش های قلبم هر آن تند تر می شود،تنم داغ داغ می شود،انگشتانی انگار پوستم را می درد،

کسی نام مرا صدا می زند،چشمانی وحشی به من زل می زند،دستی مو هایم را چنگ می زند

،من جیغ می کشم،کسی در گوشم آوازی قدیمی را زمزمه می کند،هنوز جیغ می کشم

،بیدار نمی شوم،دستش گردنم را لمس می کند،من جیغ میکشم،انگشتانش در گوشتم فرو می رود

،از درد جیغ می کشم،بیدار نمی شوم،فشار می دهد،من جیغ می کشم،انگار خون فواره می زند

،من جیغ می کشم،بیدار نمی شوم،خون ها توی دهانم می ریزد،به سرفه می افتم،

چقدرتلخ است،چرا بیدار نمی شوم،نه...نه...دیگه بیدار نمی شوم...

 چیزی نمی بینم،فقط سیاهی،چیزی نمی شنوم،فقط صدایی گنگ که

می گوید:بیدار شو

اما دیگر دیر شده...من هرگز بیدار نمی شوم

 

+ نوشته شده در 86/11/20ساعت 8:27 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

 بخوان عزیزم ، فقط همین یکی را دارم برای تو می نویسم .این بار تنها برای تو ، ،

تنها برای چشمان همیشه سردت ، برای دستان همیشه دورت، برای حرف های همیشه نگفته ات

این بار با دل همیشه شکسته ام ، و با چشمان همیشه اشک آلودم می نویسم

من داغ عشق بردل دارم... حسرت یک لحظه با تو بودن را حتی در رویا ها دارم ،

جرمم کدام بود ؟ سادگی؟ یا نگرانی از قبول مسئولیت ؟

 

یا نه !!! شاید جرمم ورود به لحظه های سنگین تنهایت بود که این گونه مجازاتم کردی !

 

تو تنها روزنه امیدم به زندگی بودی، زندگی کردن بدون تو را بلد نیستم

 

، تکلیف پیکر من بدون آغوشت چیست ؟

 

 از خودم متنفرم و از همه آدمک های فریبنده که تو را از من گرفتند ...

 

لحظه ها ی آخر هنوز در خاطرم باقی است ، آسمان ابری نبود

 

 باران هم نمی بارید بوی نم را تنها از چند قطره اشک گم شده

 

درهق هق من و از بغض سنگین گلویت میشد حس کرد ،

 

هنوز وقتی باران میبارد به یاد گریه هایم و به یاد بغض زیبایت می افتم

 

و نگاه همیشه خیسم را به چشمان همیشه دورت میسپارم.

 

بگزریم عزیزم – فقط گفتم که بدانی تا ابد دل تنگم ، دل تنگ نگاهت در لحظه های تا ابد نمناک ،

 

 بیش از باران.

+ نوشته شده در 86/11/20ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

در بند نقش های سرابی و غافلی

 

      برگرد،  این لبهای من این جام بوسه ها 

 

                  از دام بوسه راه گریزی اگر که بود

 

                          ما خود نمی شدیم چنین رام بوسه ها. . .

 

 

+ نوشته شده در 86/11/20ساعت 5:13 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

لحظه می میرد و من آخر سر میسوزم

                      عشق ای ناجی من دست تو را میبوسم!

 

+ نوشته شده در 86/11/20ساعت 5:11 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

عشق یعنی لذت یک آرزو
عشق یعنی یک بلای ماندگار

عشق یعنی هدیه ای از آسمان 
عشق یعنی یک صفای سازگار

عشق یعنی با وجود زندگی ، دوراز آداب مردم زیستن

عشق یعنی لحظه ای خندیدن و سال ها اشک ندامت ریختن

عشق یعنی زنگ تکرار نگاه
عشق یعنی لحظه ای زیبا شدن

عشق یعنی قطره بودن سوختن 
عشق یعنی راهی دریا شدن

هر چه هست این عشق صد ها قلب صاف 
با حضورش ‌آبی و بی کینه است. . .

 

+ نوشته شده در 86/11/20ساعت 5:8 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

خوش لهجه ترازباران٬ شب باتوغزلباراست

جان ودل من٬ بی توچون لاله تبداراست

اینجاچه هواسرداست بی هرم نفسهایت

ازبوی خوشت اینجا٬ چون باغ٬ چوگلزاراست

رخشنده ترازمهتاب٬ چون نسترن بی تاب

درنی نی چشمانت٬ خورشیدپدیداراست

ازشرم نگاه ما٬ گل کردتمناها

باغ دل من بی تو تشنه است٬ پرازخاراست

من شب زده بی فانوس دنبال تومی گردم

وقتی که نباشی تو خورشید٬ درانکاراست

این زمزمه باران٬ تعبیر صدای تست

بوییدن وبالیدن٬ شوق شب دیداراست

+ نوشته شده در 86/11/14ساعت 11:53 قبل از ظهر توسط یک ستاره |

با قایق خیال به دریای چشم تو

من آمدم شبی به تماشای چشم تو

برخوردپلکهای طوفان نوح را

ازسرگرفته بودبه دریای چشم تو

مثل تمام خاطره هایم قشنگ بود

آن باغ پرشکوفه رویای چشم تو

آن شب چه خوب قصه ی زیبای عشق را

خواندم زهرتبسم زیبای چشم تو

انگارمثل واژه ی یک سیب تازه بود

مفهوم بیت بیت غزلهای چشم تو

ای کاش می شد ازهمه دنیا کناره جست!!

تنهابرای دیدن دنیای چشم تو

+ نوشته شده در 86/11/14ساعت 11:51 قبل از ظهر توسط یک ستاره |

دريافت كد موزيك

www.biabazykon.blogfa.com