تبليغاتX
*ستارگان هرگز نمی میرند*

*ستارگان هرگز نمی میرند*

× هر ستاره شبی ست که از تو دورم ، آسمان چه پر ستاره است ×

+ نوشته شده در 86/04/30ساعت 9:24 قبل از ظهر توسط یک ستاره |

+ نوشته شده در 86/04/30ساعت 9:22 قبل از ظهر توسط یک ستاره |

+ نوشته شده در 86/04/28ساعت 8:34 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

می دونم دلت گرفته........من برات سنگ صبورم

 چی شده تنها نشستی.........مثل تو از همه دورم

 واسه من زندگی سرده........نکنه تو هم غریبی

 کاش می شداشکاتوپاک کرد........بمیرم تو هم بریدی

 چه تبسم قشنگی........وقتی به غمها بخندی

 آخه ارزشی نداره........دل به این دنیا ببندی

 نازنین دنیا همینه........اونکه خواب بود بدترینه

 نکنه تنهات گذاشته........آخره عشقها همینه

 میدونی چقدر عزیزه........قطره سپید شبنم

 مثل اون اشکای نازت.......رو تن گلهای مریم

 نازنین خدا بزرگه........غم واز خودت جدا کن

 ما که تنها نمیمونیم........آفرین اخمات واکن

+ نوشته شده در 86/04/28ساعت 8:33 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

+ نوشته شده در 86/04/28ساعت 8:29 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

خیلی وقته که ندیدمت گلــــــــــم

بــــیقرارم تا ببــــینمت گلــــــــــــم

تو سکوت پشــــت این پنــجره ها

مونــــدگارم تا ببــــینمت گلــــــــم

+ نوشته شده در 86/04/24ساعت 8:50 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

 

سینه ای سوخته از اتش هجران دارم

سالهاست ز غمت سر به گریبان دارم

یا که جانم بستان یا به وصالت برسان

بیش از انها نه دگر طاقت هجران دارم

+ نوشته شده در 86/04/21ساعت 9:58 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

+ نوشته شده در 86/04/21ساعت 9:53 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

عشق من بازی بود.....

 

 قصه ی مهر و وفا سوت لالایی بود .....

 

 دست چپ تاس شرور .....

 

 آن یکی تکیه بر قالی بود ......

 

 تاس را من ریختم .....

 

 نمره اش ناب و تماشایی بود ....

 

 تاس را تو ریختی ......

 

 نمره حاکی از بد اقبالی بود......

 

 ریختم ریختی ....

 

 نمره کم آوردی باختی ....

 

 همه ی قصه ی ما با ختن تو در صفحه ی بازی وفا داری بود ...........

        

+ نوشته شده در 86/04/21ساعت 9:51 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

+ نوشته شده در 86/04/21ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

+ نوشته شده در 86/04/21ساعت 9:45 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

گاه مي انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد
آن زمان كه خبر مرگ مرا مي شنوي

روي خندان تو را

كاشكي مي ديدم

شانه بالا زدنت را بي قيد
و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
و تكان دادن سر
كه عجيب عاقبت مرد
افسوس

كاشكي مي ديدم

 

+ نوشته شده در 86/04/18ساعت 12:52 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

 

جاي دسته گلي که فردا بر سر قبرم مي گذاري امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن

به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم نثار ميکني امروز با تبسمي شادم کن

به جاي متنهاي تسليت گونه که فردا در روزنامه ها مينويسي امروز با پيامي کوچک خوشحالم کن

من امروز به تو احتياج دارم نه فردا

+ نوشته شده در 86/04/18ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط یک ستاره |

دريافت كد موزيك

www.biabazykon.blogfa.com