من اگه کسی رو داشتم
دیگه درب در نبودم با غم غربت اندوه دیگه همسفر نبودم دیگه زخم نخورده بودم تورا باور نمی کردم تو این حصار پر درد با غمت سر نمی کردم الیه شب زده بودم پشت گریه صدات کردم از پس آینه ی اشک تا همیشه نگات کردم درد عشق معنای مرگ وصلخه پاییز و برگ قصه عشق و حقیقت قصه گل و تگرگ آخه دردم درد تو بود درد دور از من و ما بود شکل تنهایی غربت سرنوشت آدما بود تا چشمات دنیا رو دیدن حتی من فردا رو دیدم توی قلب قطره بودن با تو من دریا رو دیدم
+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|

سيب سرخي را به من بخشيد رو رفت ساقه ی سبز مرا او چید و رفت عاشقيهاي مرا باور نكرد عاقبت بر عشق من خنديد و رفت اشك در چشمان گرمم حلقه زد بي مروت گريه ام را ديدو رفت چشم از من كند وازمن دل بريد حال بيمار مرا فهميدو رفت با غم هجرش مدارا مي كنم گرچه بر زخمم نمك پاشيدو رفت
+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|

دلم گرفته از ادمهایی که می گن دوست دارم اما معنی شو نمی فهمند از ادمهایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند از اونایی که زیر بارون برات می میرن و وقتی افتاب می شه همه چیز یادشون می ره
+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 7:6 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|

در اعماق قلبم یک آتش هست، یک فلب سوزان
در اعماق قلبم علاقه ای برای یک شروع است
دارم در احساساتم می میرم
دنیایم در خیال می گذرد
من دارم در رویا هایم زندگی می کنم
تو در فلبمی، تو در وجودمی
هر کجا که بروم درخشان نگهش خواهم داشت
تو در قلبمی، تو در وجودمی
برای همیشه نگهت خواهم داشت
با من بمان، با هم
+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 7:4 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|

در تنهايی شکفتم در تاريکی نهفتم با سايه سخن گفتم با عشق به خواب رفتم از تو خبری افسوس از تو گذری افسوس با غربت دل ساختم تنها و رها ماندم حال خاکستری سردم پاييزی و بی برگم از تو خبری افسوس...
+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 6:54 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|

مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست
* مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟ * مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم * مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن. * مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟ * مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه... * مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم... * مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟ * مرکز : و الآن F8 رو بزنين. * مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه. * مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست. * يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه... * مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟ * مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه! * مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟ * مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|


+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|


+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 5:11 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|


+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 5:5 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|

مرگ هر شب وقتي تنها ميشم حس ميكنم پيش مني
دوباره گريم ميگيره انگار تو آغوش مني
روم نميشه نگات كنم وقتي كه اشك تو چشمامه
وقتي نيستي پيش من انگار دستات تو دستامه
قول بده وقتي تنها ميشم بياي كنار من
شبهاي جمعه كه مياد بياي سر مزار من !
دوباره باز ياد تو شد زمزمه نبودنم
ببين كه عاقبت چي شد قصه با تو بودنم
+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 5:4 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|


+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|


+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|


+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 4:53 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|

+
نوشته شده در 85/12/27ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|

سلام
تولد وبلاگمه مبارک نظر یادتون نره
تولدش مبارک![]()
+
نوشته شده در 85/12/19ساعت 8:29 بعد از ظهر توسط یک ستاره
|
